هنرستان غیر انتفاعی دخترانه نخبگان

از آسمان آمدی که رسالتی بود تو را و رسالتت گام های کمال من بود پس دست های ذهن خام مرا گرفتی و بردی مرا در راه تا بنوشم از چشمه های معرفت ، رودهای زیبایی و دریاهای دانستن ، پس دست های مهربان مادرانه ات را سقفی ساختی بر سرم تا بیاسایم از گزند آفتاب و طوفان و چون راه را شناختم تو بالهایت را گشودی و سفر آغاز کردی که از آسمان تو را خواستند .


خدایا ! آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم و دانشی که تفاوت این دو را بدانم

هنرستان غیر انتفاعی دخترانه نخبگان

علائم استرس و راههاس رفع آن

خطرات و علايم شايع اضطراب ، راه هاي پيشگيري از اضطراب، درمان اضطراب،بررسي علل اضطراب

 استرس يا اضطراب؟

استرس و اضطراب كلماتي هستند كه در زندگي روزمره، براي توصيف حالات و احساسات بسيار استفاده مي شوند:. به طور مثال، به هنگام سخنراني در برابر جمع، به هنگام امتحان، به هنگام مشكلات مادي، تاُخير سر يك قرار، … هنگامي كه در شرايطي چون شرايط فوق، در سخنان خود از اين دو كلمه استفاده مي كنيم، توجه چنداني به تفاوت موجود ميان آن دو نداريم.
ولي هنگام سخن گفتن از مشكلات روحي شايع در كودكان و نوجوانان، بايد دقيق تر بود و تفاوت ميان استرس و اضطراب را به خوبي درك كرد. در روان شناسي، اضطراب مرحله ي پيشرفته تر استرس مزمن است، كه هنگامي به صورت يك مشكل بهداشت رواني در مي آيد كه براي فرد يا اطرافيانش رنج و ناراحتي به وجود آورد يا مانع رسيدن او به اهدافش شود و يا در انجام كار هاي روزانه و عادي او اختلال ايجاد كند. براي درك بهتر ابتدا استرس (تنيدگي)، و سپس اضطراب را مورد بررسي قرار مي دهيم.
تنيدگي (استرس)
استرس يا تنيدگي يا فشار عصبي، در روان شناسي به معني نيرو و فشار است. هر محركي كه در بدن باعث ايجاد واكنش شود، عامل تنيدگي يا استرس زا ناميده مي شود. به عبارتي ديگر، هر عاملي كه موجب تنش روح و جسم و از دست رفتن تعادل فرد شود، عامل تنيدگي است.
تنيدگي واكنش يا واكنش هايي است كه در فرد، در اثر حضور عاملي ديگر (عامل تنيدگي) به وجود مي آيد تا تعادل از دست رفته را باز گرداند، و باعث بسيج شدن قواي فرد براي مقابله با آن عامل و آماده باش موجود زنده مي شود.
مراحل تنيدگي
تنيدگي معمولاً داراي سه مرحله است:
۱- واكنش اخطار:
مغز پس از دريافت خبر ناخوشايند (عامل تنيدگي)، آن را ثبت مي كند و هيپوتالاموس به تفسير آن، و سپس به فرستادن اخطار الكتروشيميايي به غدد هيپوفيز موجود در مركز جمجه مي پردازد.
اين غدد شروع به ترشح هورموني براي تحريك غدد فوق كليوي مي كنند. به اين ترتيب، هورمون آدرنالين از غدد فوق كليوي آزاد شده و در جريان خون مي ريزد و پيام را به ساير غدد در سراسر بدن منتقل مي كند.
در نتيجه، طحال براي عمل بسيج شده و باعث ورود گلبول هاي قرمز اضافي در جريان خون مي شود. بنابراين، اكسِيژن و غذاي اضافي وارد سلول ها مي شوند، قدرت لخته ي خون بالا مي رود، كبد مواد قندي و ويتامين ها را رها مي سازد، ضربان قلب بيشتر مي شود و تنفس تغيير مي كند.
همچنين، خون از پوست و احشا به ماهيچه ها و مغز جاري شده، باعث سردي دست ها و پاهامي شود، و بدن براي تهاجم يا حمله يا فرار به صورت آماده در مي آيد.اين مرحله ممكن است از چند دقيقه تا ٢٤ ساعت به طول انجامد.
۲- مرحله ي مقاومت :
طي اين مرحله كه ممكن است ازچند ساعت تا چند روز طول بكشد، بدن عملاً براي مبارزه با عامل فشار بسيج است. به همين دليل به مصرف انرژي فراوان نيازمند است.
بعد از واكنش و دفع يا حل عامل فشار، بدن احساس خستگي مي كند. پس از مدتي استراحت، متابوليسم (سوخت و ساز) بدن به حالت عادي بر مي گردد. معمولاً دو مرحله ي اول براي بدن مفيدند، چون از طرفي باعث مي شوند تا بدن قواي خود را بسيج كند و در آن شرايط واكنش نشان دهد، و از طرفي ديگر، با تحريك غدد و فعال شدن هورمون ها، تعادل هورمون ها و ديگر مواد در خون دوباره بر قرار مي شود.
۳- مرحله ي فرسودگي:
در صورتي كه شرايط استرس زا بيش از حد طولاني شود، يا به طور مكرر رخ دهد، يا اين كه سيستم عصبي بدن نتواند به مرحله ي مقاومت خاتمه دهد و بدن مدتي طولاني همچنان بسيج باقي بماند(به خصوص در كساني كه اضطراب دارند)، ذخاير آن به تدريج تمام مي شود و بدن در برابر بيماري ها آسيب پذير مي شود.
آنگاه است كه فرد دچار مشكلات رواني، نظير اضطراب، افسردگي، خستگي، عصبانيت، وسواس، پيري زودرس و … و نيز بيماري هايي جسمي همچون سرماخوردگي، آنفولانزا، كم اشتهايي، اختلال در هضم، سردرد، فشار خون بالا، سكته ي قلبي، روماتيسم، ميگرن، سرطان، … مي شود.

اضطراب

اضطراب عبارت است از يك احساس منتشر، ناخوشايند و مبهم ترس (هراس) و دلواپسي، با منشاء ناشناخته كه به فرد دست مي دهد و شامل عدم اطمينان، درماندگي و بر انگيختگي فيزيولوژي است. وقوع مجدد موقعيت هايي كه قبلاً استرس زا بوده اند يا طي آن ها به فرد آسيب رسيده است باعث اضطراب در افراد مي شود.
همه ي انسان ها در زندگي خود دچار اضطراب مي شوند، ولي اضطراب مزمن و شديد غير عادي و مشكل ساز است. تحقيقات و بررسي ها نشان مي دهند كه اضطراب در خانم ها، طبقات كم در آمد و افراد ميان سال و سال خورده بيش تر ديده مي شود.

علايم شايع اضطراب

- احساس خستگي - عصبي بودن و بي قراري - ترس و نگراني - بي خوابي يا بد خوابي - تپش قلب و تنفس نامنظم و سريع - عرق كردن - سردرد و سرگيجه - مشكل در تمركز و حافظه - لرزش يا پرش عضلات - تكرر ادرار
علل اضطراب
به طور كلي علل اضطراب به سه عامل زير بر مي گردد:
- عوامل زيست شناختي و جسماني:
در افراد مضطرب، ميزان بعضي از هورمون هاي موجود در خون غير عادي است. بنابراين هر آن چه كه باعث اختلال در سيستم هورموني شود، براي بدن خطر محسوب مي شود. بارداري، كم كاري يا پر كاري تيروئيد، پايين بودن قند خون، وجود غده اي در غدد فوق كليوي كه هورمون اپينفرين توليد مي كند و بي نظمي ضربان هاي قلب از اين عوامل هستند.
- عوامل محيطي و اجتماعي:
عوامل اجتماعي و ارتباطي بسياري باعث به وجود آمدن اضطراب در افراد مي شود، مانند مشكلات خانوادگي، احساس جدايي و طرد شدگي، … از عوامل محيطي مي توان تغييرات ناگهاني و غير منتظره را، همچون زلزله، بيماري، مرگ يكي از نزديكان، … نام برد.www.zibaweb.com
- عوامل ژنتيكي و ارثي:
يكي از مهم ترين عوامل اضطراب ژنتيك است و احتمال اضطراب در فرزندان افراد مضطرب بسيار بالا است.
البته الگو قرار دادن رفتار پدر و مادر و يادگيري و تكرار كار هاي آنان نقش مهمي در اضطراب فرزندان دارد (عامل اجتماعي)، ولي تحقيقات و بررسي هاي انجام شده بر روي حيوانات و دو قلو هايي كه با هم يا جدا از هم زندگي مي كنند و از والدين مضطرب به دنيا آمده اند، نشان مي دهند كه عوامل ژنتيكي نيز بسيار مؤثر اند. با اين وجود باور نمي رود كه ژن به خصوصي در اين مورد نقش داشته باشد، بلكه تركيب بعضي از ژن ها چنين پيامدي را به دنبال دارد.
طبق آخرين تحقيقات به نظر مي رسد كه عوامل ژنتيكي در بعضي انواع اضطراب مانند اختلال هراس و ترس از مكان هاي باز نقش زيادي دارد.
عوامل جانبي مؤثر در ابتلا به اضطراب
- طبق گفته هاي بعضي از متخصصان، تغذيه ي نادرست نيز در ابتلا به اضطراب نقش دارد. كمبود بعضي از اسيد هاي آمينه ، منيزيم، اسيد فوليك و ويتامين B۱۲، باعث تسريع در ابتلا به آن مي شوند.
- استفاده از مواد مخدر و دارو هاي روان گردان
- برخي از ضايعه هاي مغزي ( كه باعث ايجاد علايمي شبيه به علايم اختلال وسواس مي شوند.)
انواع اضطراب
به طور كلي اضطراب شش نوع دارد كه هر كس مي تواند به يك يا چند نوع از آن دچار باشد.

١- اختلال اضطراب فراگير يا منتشر (Generalized Anxiety Disorder )
اين حالت در افرادي ديده مي شود كه به طور مداوم نگران وقوع اتفاقي هستند. موضوع اين نگراني ها مي تواند بسيار متنوع باشد: نگراني از بيمار شدن فرزندان، نگراني از مرگ يكي از آشنايان، نگراني از ته گرفتن غذا، … اين حالت به مرحله ي مقاومت استرس شباهت دارد و خطر چنداني ندارد.
از علايم آن مي توان تپش قلب، بي قراري، خستگي، بي خوابي، تنگي نفس، اختلال در تمركز و حافظه را نام برد.
٢- اختلال هراس (Panic Disorder)
اين افراد دچار حملات اضطرابي ناگهاني مي شوند كه معمولاً چند دقيقه يا گاهي بيشتر طول مي كشد. اين حملات بسيار اتفاقي و طوري رخ مي دهند كه عامل تحريك كننده ي اصلي مشخص نيست.
افراد مبتلا به اين نوع اضطراب اغلب جوان هستند. احساس تنگي و فشردگي در قفسه ي سينه، تپش شديد قلب، عرق كردن، لرزش، گيجي، احساس از دست دادن تعادل، … از علايم آن هستند، ولي اين علايم آنقدر گسترده هستند كه افراد فكر مي كنند دچار سكته ي قلبي شده اند و مي ترسند كه بميرند.
٣- ترس هاي اختصاصي يا ساده (Simple Phobia)
شايع ترين نوع ترس است كه طي آن فرد از مواجهه با بعضي موقعيت ها، فعاليت ها يا اشياء اجتناب مي كند، مانند بعضي از حيوانات (عنكبوت، موش، مارمولك،…)، بلندي، دريا، خون، مرگ، … هر چيزي مي تواند باعث اين نوع اضطراب (كه خطر خاصي به دنبال ندارد) بشود.
ترس از مكان هاي بسته (Claustrophobia)، و ترس از مكان هاي باز(Agoraphobia، كه افراد مبتلا به آن از حضور در فضاي باز و پر ازدحام و شلوغ و خروج از محيط منزل خودداري مي كنند. اين اختلال معمولاً در نوجواني شروع مي شود، ولي سابقه ي آن مي تواند به دوران كودكي و تجربه ي اضطراب جدايي در آن زمان برگردد.) از اين نوع اضطراب هستند.
٤- ترس هاي اجتماعي (Social Phobia)
اين نوع ترس در اواخر كودكي يا اوايل نوجواني شروع مي شود و ترس و شرمساري از اشتباه كردن، صحبت كردن، غذا خوردن، سرخ شدن يا لرزش صدا و … در برابر جمع است و و با خجالت ساده تفاوت دارد. اين حالت اضطراب مانع شناخت افراد جديد مي شود و فرد را انزوا و گوشه گيري مي كشاند.
۵- اختلال وسواس ( Compulsive–Obsessive Disorder)
در اين حالت فرد افكار يا اعمالي را بر خلاف ميل خود تكرار مي كند. اين بيماري مي تواند به صورت وسواس فكري يا وسواس عملي يا هر دو در فرد ظاهر شود. در وسواس فكري، فرد قادر نيست فكر، احساس يا عقيده اي تكراري و مزاحم را از ذهن خود بيرون كند.
افكار وسواسي مي توانند بسيار ناراحت كننده، وحشت آور يا وحشيانه باشد. افكار وسواسي مي توانند باعث شوند كه فرد به سمت عادات وسواسي گرايش پيدا كند، يعني عمل يا اعمالي را به طور مكرر انجام دهد (وسواس عملي). مانند شستن مكرر دست ها، بالا كشيدن بيني، … اعمال وسواسي هيچگونه توجيه منطقي ندارند.
۶- اختلال استرس پس از سانحه (Post- Traumatic Stress Disorder)
آن را به نام «سندرم موج انفجار» نيز مي شناسند. اين حالت مربوط مي شود به حادثه اي (از قبيل جنگ، تصادفات شديد، سوانح طبيعي، …) كه با استرس شديد هيجاني همراه است و شدت آن مي تواند به هر كسي آسيب برساند.
يك دوم افرادي كه دچار چنين استرس شديدي مي شوند، علايم مربوط به آن را (مانند خواب هاي تكراري، خاطراتي مبهم ولي فراگيرنده، از دست رفتن تعادل و پرخاشگري شديد، …) پس از گذشت حدود سه ماه از دست مي دهند.
هرچه اقدامات لازم براي درمان زودتر انجام گيرد، احتمال ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه كمتر مي شود. در صورتي كه اين حالت بيش از چند ماه طول بكشد، احتمال اين كه تا آخر عمر با فرد باقي بماند بسيار زياد مي شود.
اضطراب در كودكان و نوجوانان
تشخيص اضطراب و درمان آن در كودكان و نوجوانان بسيار مهم است، چون شخصيت آنان طي اين دوره شكل مي گيرد. بسياري از كودكان زماني كه در شرايط جديدي قرار مي گيرند، دچار اضطراب مي شوند و واكنش هاي متعددي را از خود بروز مي دهند ( لكنت زبان، آويزان شدن به پدر و مادر، خجالتي شدن، جويدن ناخن، …). وظيفه ي والدين در اين موقعيت اين است كه با او با صبر و حوصله بر خورد كنند و به او اعتماد به نفس لازم را براي مواجهه با آن شرايط بدهند.
تشويق والدين در ارتباط بر قرار كردن فرزندان با محيط خارج از خانه و افراد غير فاميل بسيار مؤثر است. بسياري از والدين از اين احساس فرزندشان تا روزي كه به مشكل برخورند (مثل اولين روز مدرسه) بي اطلاع هستند. يكي از شايع ترين دلايل دل درد و حالت تهوع كه در كودكان دبستاني ديده مي شود، ترس و اضطراب آن ها از مدرسه است.
نگراني پدر و مادر ( از ورود تازه ي كودك به مدرسه، وضعيت درسي او و …) باعث انتقال آن به فرزند مي شود و اضطراب او را افزايش مي دهد. از اختلالات اضطرابي شايع در كودكان مي توان اضطراب اجتماعي، ترس از مدرسه، اضطراب امتحان و اضطراب جدايي را نام برد.
با بزرگ شدن كودك و پا گذاشتن به دوران نوجواني ممكن است اختلالات اضطرابي جديدي در او پديد آيد. در اين زمينه مي توان به عوامل زير اشاره كرد:
- اضطراب ناشي از پذيرفته نشدن از جانب همسالان نوجوانان در اين مرحله از زندگي خويش به شدت به همسالان خود گرايش دارند و به دنبال برقراري ارتباط و دوستي با آنان هستند.
والدين بايد نياز طبيعي مورد توجه همسالان قرار گرفتن فرزندشان را درك كنند و براي دوستان او احترام قائل باشند. همچنين حفظ اعتبار و شخصيت نوجوان در مقابل همسالان بسيار مهم است.
ترس از برقرار كردن روابط عاطفي و اجتماعي و سرزنش هاي والدين در انتخاب دوستان به دليل متفاوت بودن فرهنگ و آداب و رسوم و ارزش هاي خانواده ها، باعث اضطراب در نوجوان مي شود. براي جلوگيري از پنهان كاري، پدر و مادر بايد در زمان مناسب و با منطق و ملايمت او را متوجه نتايج نامطلوب بعضي از معاشرت ها كنند.
- تغييرات جسمي نگراني و اضطراب در اين مورد مي تواند ناشي از ديررسي يا زودرسي بلوغ، احساس خجالت، نا آگاهي و يا ترس از شرايط جديد و ناتواني در تطابق دادن رفتار خود با اين شرايط باشد.
براي جلوگيري از اضطراب، پدر و مادر يا مربيان بايد به طور مناسب و شايسته، نوجوان را (قبل از پيدايش علايم ثانويه ي بلوغ) در جريان مسائل مربوط به تغييرات جسماني و آثار رواني آن بگذارند.
- بروز رفتار هاي پرخاشگرانه مخالفت با افراد مختلف در خانه و يا خارج از آن، از خصوصيات بعضي از نوجوانان است كه ممكن است با پرخاشگري كلامي يا غير از آن همراه باشد.
عدم توانايي كنترل اين رفتار پرخاشگرانه باعث اضطراب در بسياري از نوجوانان مي شود. براي جلوگيري از اين حالت، تربيت مناسب والدين، مقاوم ساختن فرزند در برابر سختي ها از دوران كودكي و ايجاد امنيت رواني مي تواند مؤثر واقع شود. امر و نهي هاي غير اصولي و محدوديتهاي بي مورد در كسب استقلال و آزادي، باعث تحريك عصبانيت و خشم هاي كنترل نشده در نوجوانان مي شود.
والدين بايد به نوجوان بياموزند كه به هنگام خشم، منطقي برخورد كند و بدون توهين و تحقير ديگران عواطف خود را بيان كند. همچنين بايد به او بفهمانند كه نحوه برخورد ديگران با او تا حدي نتيجه رفتار خود او با ديگران است.
- ترس از مستقل شدن يكي از عمومي ترين نيازهاي نوجوانان داشتن استقلال و آزادي است. كسب استقلال در بسياري از نوجوانان باعث اضطراب مي شود. از جمله مشكلاتي كه طي دستيابي به استقلال در نوجوانان ديده مي شود، تضاد و دوگانگي است. يعني نوجوانان با اين كه مي خواهند و مي دانند كه بايد مستقل شوند، از استقلال مي ترسند.
ناآگاهي از وضعيت پس از استقلال، يكي از دلايل اصلي اين امر است. براي جلوگيري از ابتلا به اضطراب و دوگانگي، والدين بايد به نوجوان اعتماد به نفس و جرأٔت تجربه كردن دهند و براي او امنيت رواني فراهم كنند. دادن مسئوليت و فرصت به نوجوان و اجازه ي اظهار نظر و تصميم درباره ي امور مربوط به خود، بدون تنبيه و تحقير او به خاطر اشتباهاتش، باعث مي شود تا او از خطا هايش عبرت بگيرد، راه هاي مختلف زندگي را بياموزد و براي مستقل شدن آماده شود.

راه هاي پيشگيري از اضطراب

براي جلوگيري از اضطراب راه هاي فراواني وجود دارند كه در افراد گوناگون مختلف اند. از عمومي ترين راه ها مي توان موارد زير را مثال زد:
۱- رژيم غذايي سالم استفاده از غذا هاي متنوع و حاوي انواع مواد لازم براي بدن به ميزان متعادل در حفظ تعادل بدن نقش اساسي دارد. مصرف غذا هاي پر چرب و شيرين، مقادير زياد نمك و كافئين و استفاده ي بيش از حد از ويـتامـينهاي A، D ،E و K كه با ذخيره شدن در بدن مي توانند اثرات سمي داشته باشند، باعث به وجود آمدن اختلال در بدن مي شوند.
نوشيدن حدود دو ليتر آب به طور روزانه ضروري است. عدم پر خوري و حفظ وزن متعادل به سلامت بدن و روح كمك مي كند.
۲- فعاليت بدني به طور منظم ورزش كردن به خصوص ورزش كردن به طور منظم يكي از راه هاي پيشگيري و درمان اضطراب است. پژوهشگران به اين نتيجه رسيده اند كه پياده روي تند و سريع به مدت ٤٠ دقيقه ميزان اضطراب را بهطور متوسط تا ١٤ درصد كاهش ميدهد.
به علاوه، ورزش كردن باعث بالا رفتن كارايي دستگاه تنفسي و گردش خون، حفظ تعادل وزن و شادابي فرد مي شود. ورزش هايي نيز چون يوگا باعث افزايش آرامش مي شوند و در جلوگيري از اضطراب بسيار مفيدند.
٣- افزايش اعتماد به نفس اعتماد به نفس بالا باعث مي شود تا بدن بتواند از حداكثر از نيروي خود براي مقابله با استرس استفاده كند. به اين ترتيب فرد كمتر دچار مشكل ميشود.
٤ـ عدم گوشه نشيني و اجتماعي بودن هنگامي كه افراد دچار فشار رواني مي شوند، بهطور غريزي از صحنه عمل و اجتماع كناركشيده و به گوشهاي پناه مي برند، در حالي كه گوشهگيري باعث تشديد استرس مي شود.
ارتباط با افراد و دوستان، به خصوص كودكان كه ميتوانند فرد را به خنده وادارند، باعث از ياد رفتن نگراني حتي براي مدتي كوتاه مي شود.
۵ـ حمايت اجتماعي وجود حمايت اجتماعي در زندگي هر فرد باعث ميشود تا او در مقابل بحرانهاي زندگي براي دفاع از خود سپري داشته باشد كه به آن تكيه كند.
حمايت اجتماعي، احساس امنيت و اعتماد به نفس افزايش ميدهد و فرد را در مقابل استرس و فشار رواني مقاوم تر مي سازد.
۶ـ انديشيدن به زمان حال انديشيدن به زمان حال و كنار گذاشتن رؤيا ها و آرزو ها براي موقعيت هاي مناسب تر آرامش ذهني را افزايش مي دهد. همچنين مشغول كردن ذهن به كاري كه در حال انجام است و فكر نكردن به زمينههاي اضطرابزاي آن بسيار مؤثر است.
۷ـ كسب اطلاعات در مورد شرايط تنش زا بي اطلاعي از موقعيت فشارآور باعث استرس و اضطراب بيش تري در افراد مي شود. كسب آگاهي و اطلاع از شرايط و مواردي فرد كه با آن ها مواجه خواهد شد سبب ميشود كه كمتر دچار نگراني و دلواپسي شود.
به طور مثال در جريان گذاشتن بيماران از نحوه ي عمل و درد هاي پس از آن باعث مي شود تا آنان كمتر دچار اضطراب شوند.
٨ـ خنديدن مطالعات نشان مي دهند كه خنده از سالمترين راه هاي جلوگيري از فشار رواني است. طبق تحقيقات انجام شده، به هنگام خنده، جريان خون در مغز افزايش يافته و هورموني ضد درد (كه باعث احساس خوشي و سلامتي در شخص مي شود) در مغز آزاد ميشود و ميزان هورمونهاي استرسزا در خون را پايين ميآورد.
٩ـ ابراز هيجان بر روي كاغذ متخصصان معتقدند كه نوشتن ساده ي هيجانات و احساسات بر روي كاغذ موجب تسكين فشارهاي رواني ناشي از رويدادهايي چون از دست دادن شغل، مشكلات خانوادگي و … ميشود .

درمان اضطراب

در بعضي از موارد اضطراب بدون نياز به مراجعه به پزشك ميتواند درمان شود. به اين موارد، اضطراب طبيعي مي گويند كه طي آن اضطراب به خوبي توسط بيمار كنترل و برطرف ميشود (مثل ترس ناشي از امتحان). در چنين شرايطي اضطراب ميتواند توسط اعمال و روشهايي از قبيل حمام گرفتن به مدت طولاني، تنفس عميق، صحبت كردن با شخصي مورد اعتماد، استراحت در يك اتاق تاريك و … تحت كنترل درآيد.
مراجعه به پزشك زماني ضروري مي شود كه خود درماني فرد جواب ندهد، يا فرد دچار هراس بيش از حد يا علايمي جديد و غير قابل توجيه شود. در آن صورت پزشك درمان دارويي يا درمان غير دارويي (روش هاي كلاسيك) را به او پيشنهاد مي كند.
از دارو هايي كه امروزه براي درمان اضطراب مورد استفاده قرار مي گيرند مي توان پروزاك (Prozac)، دارو هايي از خانواده ي بنزوديازپين ها (براي مدت كوتاه)، سرتالين (Sertaline) و … را مثال زد. عده اي از متخصصان استفاده از بعضي از اين دارو ها را (مانند پروزاك، كه طبق تحقيقاتي كه به تازگي انجام شده است احتمال خودكشي در جوانان را افزايش مي دهد) توصيه نمي كنند و درمان هاي غير دارويي را پيشنهاد مي كنند.
در اين زمينه مي توان تن آرامي (آرام سازي، Relaxation)، حساسيت زدايي، توقف تفكر، سرمشق دهي و … را مثال زد. در اين روش ها به بيمار آموزش داده مي شود كه بدن خود را براي مقابله ي مؤثر و مستقيم با عوامل تنشزا آماده كند.



اضطراب عامل مرگ بيماران قلبي است
پژوهشگران آمريكايي دريافتند اضطراب طولاني مدت براي مبتلايان به بيماريهاي قلبي كشنده‌است.

به گزارش سلامت نيوز به نقل از پايگاه خبري نيوكرالا، در اين پژوهش محققان دانشكده پزشكي هاروارد با بررسي 516 بيمار قلبي دريافتند، اضطراب شديد و طولاني مدت احتمال بروز حمله قلبي ناشي از آن را افزايش مي دهد.
بنا به اين گزارش، اين پژوهش نشان مي دهد اين احتمال در بيماران قلبي تقريباً ‌2 برابر افزايش مي‌يابد.
همچنين در اين پژوهش آمده است: مدت زماني كه پزشك و خانواده بيمار با وي هستند مهمترين عامل در جلوگيري از اضطراب اين بيمار است و به عبارتي ديگر هرچه بيمار با خانواده و پزشك تعامل بيشتري داشته باشد وضعيت سلامتي وي بهتر مي شود و اضطراب كمتري خواهد داشت.
بر اساس اين گزارش، محققان اين پژوهش به مدت زمان اضطراب بيمار تأكيد زياد دارند و اعلام كردند رابطه مستقيمي بين زمان اضطراب و بروز سكته در فرد مشاهده مي شود.